یکی از مهمترین چالشهایی که مشاوران مدیریت در فرآیند ارائه خدمات مؤثر با آن روبهرو میشوند، مقاومت مدیران و کارکنان در برابر تغییر است. مقاومت در برابر تغییر پدیدهای طبیعی و رایج در سازمانهاست و در صورتی که مشاوران مدیریت از مهارتهای کافی برای غلبه بر این مقاومت برخوردار نباشند، امکان ارائه خدمات اثربخش برای آنان به شدت کاهش خواهد یافت.
اما پرسش اصلی این است که چگونه میتوان تغییرات را بهگونهای موفقیتآمیز اعمال کرد؟
بهطور کلی دو رویکرد اصلی برای ایجاد تغییر در سازمان وجود دارد:
-
اعمال تغییر از طریق قدرت و اجبار سازمانی: در این روش تغییر بهواسطه دستور، اجبار یا الزامات سازمانی اعمال میشود. این شیوه اگرچه ممکن است در کوتاهمدت نتیجهبخش باشد، اما به دلیل عدم پذیرش درونی، ماندگاری و اثربخشی پایدار نخواهد داشت.
-
ایجاد تغییر از طریق نفوذ و انگیزش: در این رویکرد، مشاور مدیریت با تعیین مسیر روشن، ایجاد همدلی و القای انگیزه، سازمان را در جهت پذیرش تغییر همراه میسازد. این روش اگرچه زمانبرتر است، اما اثربخشی بلندمدت و پایدار به همراه دارد.
بدیهی است که مشاوران مدیریت برای ایفای نقش مؤثر، باید همواره درصدد تقویت توان اثرگذاری و مهارتهای رهبری خود باشند. مشاوره مدیریت زمانی بیشترین اثربخشی را خواهد داشت که بدنه سازمان، همراه و همسو با اهداف مشاور حرکت نماید.
به تعبیر «کنت بلانچارد»، نویسنده و نظریهپرداز برجسته مدیریت:
توان رهبری بالا، از الزامات اساسی موفقیت یک مشاور مدیریت است.